آروشا و روزهایی که گذشت
این روزها آروشا مثل بلبل صحبت میکنه و استقلال طلبیش بیش از هرچیز خودش رو نشون میده. البته باید اعتراف کنم که گاهی کنار اومدن باهاش برای من و پدرش خیلی سخت میشه. چون از خرد تا کل کارهاش رو میخواد خودش انجام بده و ما مرتب باید بدنبال ترفندی برای آروم کردنش باشیم. یک چیزی رو که خیلی خوب فهمیدم و گاهی به خاطر خستگی فراموش میکنم و شاید اصلاً انرژی برای انجام دادنش نداشته باشم، این که هرچقدر باهاش دوست باشم و بیشتر براش وقت بزارم، خیلی بهتر به حرفهام گوش میکنه و راحت تر باهمدیگه کنار میایم. البته من اصلاً قصدی برای داشتن یک بچه حرف گوش کن ندارم و بیشتر اعتقاد دارم...







